۸۵ ۲

برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیکی یعنی همین که قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلکه یک حس شهودی لازم است تا آن را باور کنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شکل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امکان بالقوه بدن دوم استفاده کرده ای. این حالات شرایطی هستند که از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمة انرژی عشق و تنفر یکی است و این دو با هم هستند. این که چرا از یک فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می کنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی کرد.

برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسیم کرده. احساسی که نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یک نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از کسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن که حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.

بخش ناخودآگاه جایی است که اگر بتوانی به آن دست یابی به کمال خواهی رسید. وقتی از کسی بدت می آید از او فرار نکن تو می توانی به او فکر کنی و به دلایلی که باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سرکوب نکن فقط به آن فکر کن حتی تظاهر نکن که متنفر نیستی با آن مواجه شو و درکش کن.

 :: اگر حس تنفر نداشتیم ::

اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید که شما را باخبر کند.

اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یک لجن زار. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی کرد که کیسة‌ زباله را هر شب بیرون بگذارید،‌ چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی کرد حمام بروید یا نه. شما از کثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی کردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی کردید چون حسی نداشتید که به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر کجاست؟

وجود این جفت متضاد باعث می شود که هر دو را درک کنیم.

 :: عشق آزاد و رها ::

یک صخره را در نظر بگیرید شما با چکش و تیشه و قلم به جانش می افتید و او ذره ای تغییر نمی پذیرد و هم چنان سخت و مستحکم پابرجاست. اما همین صخره با دانه علفی که از درون خودش سعی دارد راهی به بیرون بیابد می شکند. عشق مثل این علف باید از درون صخره از دل انسان راهی به بیرون بیابد والا شما با سعی و کوشش نمی توانید در دل هیچ کس نفوذ کنید مگر خودش اجازة عبور را به شما بدهد.

 :: عشق حقیقی ::

   عشق حقیقی بی دلیل است و از قلب سرچشمه می گیرد. هرگز به دنبال تأیید عشق بامعیارهای ذهنی نباش. ذهن فقط به درد زندگی در دنیا می خورد. اگر بخواهی می توانی به توانایی ها و امکانات فردی که دوستش داری فکر کنی اما در این صورت تو برای زندگی آینده به دنبال شرایط بوده ای. عشق فراتر از اینهاست. فراتر از معیارهای ذهنی است. عشق از جاذبه های بدنی هم فراتر است نزدیکی عشق فاصله های زمانی و مکانی را درهم می شکند چون مرز عشق از زمان و مکان فراتر است.

تو از طریق قلبت با قلب دیگری ارتباط می گیری... این رابطه کلامی نیست به حرف در نمی آید و با هیچ معیار ذهنی قیاس نمی شود. از قلب عشق و اعتماد زاده می شود. ذهن همیشه تردید دارد در حالی که عشق کاملاً اعتماد می کند. عشق از بدن چهارم می آید بنابراین با معیارهای بدن های پایین تر قابل سنجش نیست و فقط به وسیلة‌ آنها به نحوی محدود حس می شود.

شما وقتی کسی را دوست دارید تنها از حضورش شاد می شوید و دیگر نیازی به هیچ چیز دیگری ندارید.

حالا به عنوان یک شاهد به فردی که از عشق خود نسبت به او شک دارید فکر کنید. تصور کنید که مقابل هم قرار گرفته اید و شما به عنوان شاهد هم خود را می بینی و هم او را. چه احساسی دارید؟ آیا ضربان قلبت تان تندتر شده؟ آیا حس می کنید امواج شادی بخش از سوی قلب او به سمت شما می آید؟ آیا حضور او برایتان نشاط آور است؟‌چشمان خود را ببندید و این امواج را با تمام وجود بررسی کنید. تنها عضوی که می تواند بگوید شما عاشقید یا نه قلبتان است.

۸۵

:: نشانه های عشق ماندگار ::


بسیاری از رابطه ها بصورتی یکسـان آغـاز مـی شـونـــد: مـرد و زن نـسـبت به هر کلمه ای که ابراز می دارنــد، هرنـفسی که می کشند و هر حرکتی که انجام می دهـند، وفـادار و پایبندنـد. همه چـیـز در ابـتـدای هـر رابـطـه جـدی بسیار دلپسند و خوب است، اما از کجا میتوان فهمید که این شرایط بعد از سه ماه باز بـهمین صـورت تداوم خواهد یافت یا خیر؟ چطور متوجه می شـوید که همسرتان برای شما مناسب است؟ آیا او به شما علاقمندیش را خواهـد گفت، آیـا او عـلاقمندیش را به شما نشان خواهـد داد یـا فقط به دیگران خواهد گفت که میخواهد شما در زندگیش باشید؟


من در لحظه دوستت دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرگز بنظر نمیرسـد کـه خبرهای بدی در رابطه های تازه و نو وجود داشته باشد. زوجین
در مورد هر چیزی با یکدیگر موافقند، از نوع غذایی که در رستوران سفارش می دهـنــد گرفته تا مقدار کره ای که در سینما روی ذرت بو داده خود میریزند. متاسفانه، در نهـایـت
لبخندهای ساده حاکی از رضایت و موافقت و نیز ابراز علاقه های پـر شـور و نشاط پایان می یابند.

زمانی فرا میرسد که جمله دو کــلمه ای معروف گفته شده و احساسات سرد و بی روح موجود در آن آشکار می گردد. هرچند گـفتن "دوستت دارم،" لـزوما جهتی صـحیح برای حـرکت کـردن نـــیست. این عبارت کوچک باید برای زمان مناسبش کنار گذاشته شـده و نباید همانند نقل و نبات در عروسی مرتب بالا انداخته شود.

گفـتن این کـه صادقانه به شریک زندگی خود علاقمندید، ارزشش بسیـار والاتـر از ادعای دروغین دوسـت داشتــن او می باشد. دروغگویی همچنین ممکن است یک رابطه خوب بالقوه را به خطر بیندازد. این قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است ، از آنـجـایی که زوجین گاهی اوقات مایل میگردند احساسات خود را طریق نشان دادن علایق خـود بــه دیـگری بــزرگ جلوه دهند. این به آن معنا نیست که برخی از زوج ها هـرگـز هـمـدیـگر را دوست نخواهند داشت، بلکه منظور این است که نباید گرفتار لحظات لذت بــخش کاذب و زودگذر شد و آنچه که واقیعت درونی نیست را بروز داد.


واقعیات را به او نشان دهید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از قدیم گفته اند "دو صـد گفته چو نیم کردار نیست،" این جمله در مورد روابط خانوادگی نـیـز صادق است. ما عادت میکنیم جمله ای قدیمی و تکراری را بارها و بارها بشنـویـم، اما برای اینکه آن کلمات مؤثر واقع شوند، باید عمل خـود را نـیـز به آنها اضافه کنیم. پس دفعه بعدی که به همسرتان میگویید که برای شما ارزشمند اسـت، فــراموش نـکنید که چگونگی احساس خود را در عمل به او نشان دهید.

برای این کار لازم نیست برایش گوشواره الماس بخرید. چرا کمی نوازشش نکرده و او را جایی که همیشه دوست داشته برود، نبرید؟ گفتن به یک زن کـه او دنـیـای شـمـا است خیلی آسان اســت، اما آیا ثابت نمودنش هم به این آسانی است؟ چه تعدادی از شما در این لحظه از رابـطه تان به همسر خود می گویید که برای او هر کاری انجام میدهید و در فـرصـت بـعـدی خــلاف جـهـت حرک کرده و جمعه شب به جای این کـه وقــت خود را با همسرتان سپری کنید با دوستان خود به گردش و تفریح میروید؟

نامزد شما این حقیقت را که شما از یک شب تفریحی بیاد ماندنی با دوستانتان صـرفـه نظر نموده و ترجیح می دهـیــد که وقتی او نیاز به شما دارد، وقت خود را با وی بگذرانید بـسیار تحسین میـکـنـد. یک رابطه مانند شرکتهای تجاری است؛ نـیـاز بـه زمـان، تـلاش و از خود گذشتگی بسیار دارد. زوجین میـآیند و مــیروند، اما رابطه های حقیقی آنهایی هسـتـنــد که علی رغم مشکلات زندگی تداوم یافته و زن و مرد بـیش از پـیـش بـه هـم نزدیک میگردند.

یک راه دیگر برای فهمیـدن ایـنکه هــمسر شما آیا واقعا همان کسی است که میخواهید باقی عمر خود را با او سپرس کنید ایـن است که مطمئن شوید دارای دیدگاهی یکسان درباره آینده میباشید. آیا هر دوی شما خودتان را چندین سال دورتر در حـال مشـارکـت برای بدست آوردن خانه ای برای زندگی و ارتقای خانواده ای صمیمی تصور میکنید؟ اگر به همگی سؤالات فوق به یک نحو پاسخ می دهید، به رابطه خود امیدوار باشید.


نامزد به عنوان فرزند دختر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک آزمون دیگر که در کتابهای تاریخی عشـقـی مـؤثر شـنـاخته شده، این است که از او بخواهید با پدر و مادر و دیگر افرادی که آنـها را دوست می دارید ملاقات کند. اغلب اوقات افراد در روابط چشم و گوششان را می بـنــدند چرا که احساساتشان کنترل حواس پنج گانه آنها را بدست گرفته و قضاوتشان را نا کارآمد می کند. بهترین راه تشخیص مسائـل در چنین شرایطی این است که مـحبـوب خـود را به پـدر، مـادر یـا یـک دوسـت صمـیـمی معرفی نمایید. از آنجایی که ما به نظرات والدین و دوسـتـان خـوبـمان اعـتـماد داشـتـه و برایشان ارزش قائلیم، آنها می تـوانند بـصورتی شایسته قضاوت کنند که آیا این شخص مناسب ما است یا خیر.

بسیاری از افراد می گویند که اعضای خانواده مایلند در روابط بین فرزندان و کسـانـی که مورد علاقه آنها هستند دخالت نموده و به صـورتـی منـطقـی بـا مـوضـوع بـرخـورد کنند.
دختران زیاد این تاکتیک را بکار می بـرنـد. آنهـا شـوهـر آینده خود را مجبور می کنند تا از میـان یک سری معرفی هایی که ممکن است ساده و معمولی بنظر برسند، اما بیشــتر شبیه امتحانات دانشگاه می باشند، بگذرد. با اینـکـــه سنجش و ارزش گذاری آشنایان لزوما نمره نهایی ما را تعیین نمیکند، اثرات زیادی در تغییر نتیجه بدنبال خواهد داشت.

وقـتـی نامزدتان شما را برای صرف شام با فامیل خود دعوت میکند، چه انتظاری داریـد؟
البته که آن یک پیک نیک کنار ساحل نیست. آن شبیه یـک مصاحبه استخدامی است که کـارفــرما (والـدین) از مـتقاضی (شما) سؤالاتی می کند تا متوجـه شـود آیـا او بـرای آن موقعیت شغلی (دختر) مناسب است یا خیر. پدر و مادر دختر شما را بـه عـنـوان کسی کـه قـرار اسـت مسـؤلیت کار مراقبت از دختر کوچکشان را بعهده بگیرد نگاه می کـنـنـد. بنابراین دلیل اینکه این کار مانند تجربه ای دشوار بنظر می رسـد آن است که مرحله ای تـعیـیـن کنـنـده و حــساس در یـک رابطه محسوب می گـردد. اگـر پـدر و مـادر او شـمـا را نپسندیدند و یا برعکس، انتظار دارید ما بقی عمر شما با دختر آنها چگونه سپری گردد؟

از نقطه نظری دیگر، نمایشنامه "ملاقات با والدین" بیانگر احساس زیاد بانویتان نـسبـت به شما میباشد. اگر با پدر و مادر او دیدار کنید، کاملا احتمال دارد که او در حال عـاشـق شدن میباشد.


خرده ریزهای با اهمیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر ترانه قدیمی و رقص رومانتیک را برای یک لحظه کنار بگذاریـم، زنـان "چـیزهای کوچک" را به عنوان محک و مبنای رابطه درنظر میگیرند. آیا نوع بستنی مورد علاقه او در روزهای نخستین آشنایی را بیاد می آورید؟ اسـم گربـه دوران کـودکی او چه بود؟ اولین باری که هـمـدیگر را بوسیدید چه آهنگی از ضبط صوت پخش می شـد؟ اطـلاعـات خـرده ریـز کـه ممکن است به نظر شما بی اهمیت و بی ربط برسند، برای او بـه مـوضـوعـاتی دلـتـنگ کننده و به یادماندنی مبدل میگردند، بنابراین دقت کنید.

بـا اینکه ممکن است زوجین در یک رابطه بدون اینکه بگویند "دوستت دارم" زمـان زیـادی را سپری کنند، بسیاری چیزهای دیگری وجود دارند که نشانگر میزان معـیـنـی از مهــر و علاقه نسبت به دیگری میباشند. نکته این است که چگونگی یافتن آنها را بیاموزید.

عشقولانه


زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم!
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم!
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی.
مرد جوان: مرا محکم بگیر .
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند