| معانی کلمات اختصاری شرکت های کامپیوتری | |
|
Yahoo: این کلمه برای نخستینبار در کتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است. موسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فکر میکردند خودشان هم Yahoo هستند. Adobe: اسم رودخانهای که از پشت منزل موسس آن جان وارناک عبور میکند. adobe سازنده نرمافزارهای گرافیکی قوی ازجمله Photoshop است.
Cisco: مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو (San Francisco) است که یکی از بزرگترین شهرهای آمریکا است. Google: گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن. موسسین سایت و موتور جستوجوی گوگل به شوخی ادعا میکنند که این موتور جستوجو میتواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات) را مورد پردازش قرار دهد. Hotmail: این سایت یکی از سرویسدهندگان پست الکترونیکی بهوسیله صفحات وب است. هنگامی که مدیر پروژه برنامه میخواست نامی برای این سایت انتخاب کند علاقهمند بود تا نام انتخاب شده اولا مانند سایر سرویسدهندگان پست الکترونیک به mail ختم شده و دوما روی وبی بودن آن نیز تاکید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب کرد. در کلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سر هم قرار گرفتهاند. گاهی اوقات اسم این سایت را بهصورت HotMail نیز مینویسد. HP: شرکت معظم HPتوسط دو نفر به نامهای بیل هیولت و دیو پاکارد تاسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیرخط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب درآمد. Intel: از آنجایی که این شرکت از بدو تاسیس با تاکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را INTegrated Electonics یا به طور مختصر INTEL نهادند. Lotus: میچ کاپور موسس شرکت که هندیالاصل بود از حالت لوتوس که یک اصطلاح مدیتیشن متعالی (T.M) میباشد برای نامگذاری شرکتش استفاده کرد. Mirosoft: نام شرکت ابتدا بهصورت Microsoft نوشته میشد ولی به مرور زمان به صورت فعلی درآمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است و دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس موسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرمافزارهای میکروکامپیوتر تاسیس کرد. Motorola: شرکت موتورولا با هدف درست کردن بیسیم و رادیوی خودرو کار خود را آغاز کرد. از آنجایی که مشهورترین سازنده بیسیم و رادیوهای اتومبیل در آن زمان شرک Victrola بود، موسس این شرکت یعنی آقای پال کالوین نیز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی کلمه موتور نیز به نوعی در اسم شرکتش وجود داشته باشد. Oracle: موسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تاسیس شرکت روی پروژهای برای CIA کار میکردند. این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سوالهای پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. (اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است.) این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تاسیس کرده و آن را بههمین اسم نامگذاری کردند. Red Hat: موسس شرکت آقای مارک اوپنگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد. زمانی که نخستین نسخه این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرمافزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیاش قرار دارد. نخستین جمله این راهنمای کاربری <درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده> بود.
|
| آیا می دانید... | |
|
آیا می دانید : اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد ایرانیان بودند .
در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست . هیچ کس سوار بر اسب نیست . هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید . هیچ کس سر افکنده و شکست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است که هیچ گاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است . در بین صدها پیکره تراشیده شده بر سنگ های تخت جمشید حتی یک تصویر برهنه و عریان وجود ندارد .
|
| هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت اینشتین | |
|
هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم که انیشتن این فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده کنید!
1-اوبا سر بزرگ متولد شد ![]() وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت. 2-حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود مطمئنا انیشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود. 3-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم،زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینّند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند. 4-او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد درسال 1895 در سن 17 سالگی،انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد. در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد. 5 -علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت. انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد. یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند. عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد. او قبول کرد، اماکمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد. 7-الهام گر او یک قطب نما بود انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند. 8-راز نهفته در نبوغ او بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد. اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد.بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد. هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است. | |